العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

229

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

ابو عمرو گفت : اين جريان را محمّد بن عيسى عبيدى نقل كرد و مقدارى از آن را يونس بن عبد الرحمن نيز نقل كرده . هاشم بن ابى هاشم بعضى از اين شعبده بازيهاى او را آموخته بود به همين جهت پس از او مردم را بعقيده او دعوت ميكرد . توضيح : اگر اشكال شود كه ظهور معجزه بدست يك دروغگو مخالف اصول عدالت است با همين معجزه اثبات نبوت و امامت مىشود . چگونه ممكن است بوسيله چنين شخص ملعون و مطرودى اين كارهاى شگفت انگيز سربزند مگر همين كار موجب تشويق مردم بگمراهى نمىشود . اين اشكال را به دو دليل جواب ميگويم : 1 - اين كارها معجزه نيست كه خرق عادت كند اين اعمال شعبده است كه بسيار اتفاق مىافتد اشخاص بىسواد و نادان و مردمان فرومايه اين كارها را ميكنند در اين موقع علت فريب خوردن دقت نكردن است و گاهى نيز هدفهاى پست باعث گرويدن بچنين دعوتها مىشود . 2 - معجزه در صورتى صحيح نيست كه بوسيله شخص دروغگوئى ظاهر شود كه امر ممكنى را ادعا كند و عقل آن را محال نداند اما اين شخص مدعى خدائى است براى يك شخص كه مخلوق و محتاج است اين چيزهائى است كه تمام عقل‌ها آن را محال مىداند در اين كار تشويق به عمل زشتى نيست . رجال كشى : علي بن حديد مدائنى گفت : شخصى به حضرت موسى بن جعفر گفت : من شنيده‌ام كه محمّد بن بشير مىگفت كه شما موسى بن جعفرى كه امام ما و حجت بين ما و خدا است نيستى فرمود خدا او را لعنت كند سه مرتبه اين حرف را تكرار فرمود خداوند او را دچار حرارت آهن نمايد او را ببدترين صورت بكشد . من عرضكردم : فدايت شوم اگر من اين حرف را از او بشنوم ريختن خونش براى من جايز نيست مانند ريختن خون كسى كه به پيامبر يا امام ناسزا گويد .